ریچارد برانسون با ثروت خالص بیش از 4 میلیارد دلار یکی از ثروتمندترین میلیاردرهای جهان است. او گروه ویرجین را تأسیس کرد که مجموعه ای متشکل از بیش از 400 شرکت از جمله Virgin Atlantic Airways، Virgin Mobile و Virgin Galactic است. در این مقاله، نگاهی دقیقتر به سفر کارآفرینی برانسون خواهیم داشت و 15 درس از موفقیت در کسبوکار را به اشتراک میگذاریم که میتوانیم از او بیاموزیم.
ریچارد برانسون، کارآفرین و سرمایهگذار برجسته بریتانیایی، در ۱۸ ژوئیه ۱۹۵۰ در لندن متولد شد. او بنیانگذار گروه شرکتهای ویرجین است که بیش از ۴۰۰ شرکت در سراسر جهان را شامل میشود.
برانسون از دوران نوجوانی علاقه زیادی به کارآفرینی داشت. اولین تجربه او در این زمینه، تأسیس مجلهای به نام "دانشآموز" در سن ۱۶ سالگی بود. در دهه ۱۹۷۰، او شرکت "ویرجین رکوردز" را تأسیس کرد که به یکی از بزرگترین برندهای موسیقی تبدیل شد. در دهه ۱۹۸۰، او شرکت هواپیمایی "ویرجین آتلانتیک" را راهاندازی کرد و در دهه ۱۹۹۰، شرکتهای دیگری مانند "ویرجین موبایل" و "ویرجینترین" را به مجموعه خود افزود.
ریچارد برانسون به دلیل سبک مدیریتی خلاقانه و ریسکپذیریاش شناخته میشود. او همچنین در زمینههای مختلفی از جمله فضا و گردشگری فضایی فعالیت دارد. در سال ۲۰۰۴، او شرکت "ویرجین گالکتیک" را برای توسعه سفرهای فضایی تأسیس کرد.
برانسون به دلیل خدماتش در زمینه کارآفرینی، در سال ۲۰۰۰ نشان شوالیه را از کاخ باکینگهام دریافت کرد. او همچنین به عنوان یکی از تأثیرگذارترین افراد جهان شناخته میشود و داستان زندگیاش الهامبخش بسیاری از کارآفرینان جوان است
برانسون چیزهای زیادی در مورد تجارت می داند (همانطور که نشان می دهد ثروت خالص او 4.2 میلیارد دلار است)، اما او در ماجراجویی و زندگی نیز مهارت دارد. در ادامه درس هایی از کسب و کار از ریچارد برانسون را با هم بررسی می کنیم
ریچارد تنها 16 سال داشت که اولین موفقیت تجاری خود را کسب کرد، آن هم چیزی نبود جز مجله ای به نام دانش آموز . در 22 سالگی، ویرجین رکوردز را تاسیس کرد.
برانسون گواه این است که هرگز برای شروع زود نیست.

اما در سن 74 سالگی، او همچنین ثابت می کند که پیر بودن فقط یک حالت ذهنی است: برانسون به طور منظم بادبادک سواری می کند و تلاش می کند تا رکوردهای جهانی را بشکند (مثلا تلاش در سال 2008 برای شکستن رکورد جهانی قایقرانی در اقیانوس اطلس).
آسمان حد کسب و کار شماست، اما این بدان معنا نیست که تنها مسیر رشد، بالا رفتن است.
مجله برانسون او را به فروش صفحات گرامافون سوق داد. فروشگاه موسیقی او باعث شد تا یک لیبل راه اندازی کند که باعث شد یک استودیو ضبط و یک کلوپ شبانه بخرد.
برانسون با شروع سرمایه گذاری در صنایع مکمل، شبکه ای از کسب و کارها را ایجاد کرد که یکدیگر را تقویت می کنند. وقتی صاحب یک کلوپ شبانه، مجله و مغازه ضبط موسیقی هستید، تبلیغ یک هنرمند موسیقی جدید بسیار ساده تر است.
به زبان ساده تر، رشد یک کسبوکار فقط به بالا رفتن مستقیم محدود نمیشود. ریچارد برانسون با هوشمندی از فرصتهای مرتبط استفاده کرد تا یک شبکه کسبوکارهای متصل به هم ایجاد کند که به هم کمک میکنند.
او ابتدا یک مجله داشت که باعث شد وارد فروش صفحات موسیقی شود. سپس یک فروشگاه موسیقی راهاندازی کرد که به او امکان داد یک شرکت تولید موسیقی تأسیس کند. در نهایت، یک استودیو ضبط و یک کلوپ شبانه خرید. این ارتباطات به او کمک کرد تا، مثلاً، تبلیغ هنرمندان موسیقی جدید را راحتتر انجام دهد.
چگونه یک شرکت ضبط بدون نام، اولین هنرمند خود را معرفی می کند؟
ویرجین رکوردز این کار را با پیشنهاد دادن به مایک اولدفیلد، برای استفاده رایگان از استودیو ضبط انجام داد. جلسات ضبط رایگان منجر به تولید آهنگ زنگ های لوله ای (Tubular Bells-1973)، اولین انتشار ویرجین و پرفروش ترین آن شد.
وقتی میخواهید پای خود را در یک صنعت جدید باز کنید، گاهی اوقات سریعترین راه برای کسب درآمد انجام کاری رایگان است.
بیایید درباره تصمیم جسورانه ریچارد برانسون صحبت کنیم. او با گروه موسیقی "سیکس پیستولز" قرارداد بست. این گروه به دلیل جنجالی بودن، قبلاً توسط شرکتهای بزرگ موسیقی دیگر مانند EMI و A&M کنار گذاشته شده بود.
با وجود اینکه این گروه مدت کوتاهی پس از امضای قرارداد از ویرجین رکوردز جدا شد، همین تصمیم برانسون باعث شد نام ویرجین رکوردز در دنیای موسیقی پانک راک مطرح شود و شهرت زیادی کسب کند.
نتیجهگیری ساده این است که، اگرچه اغلب افراد از مسائل جنجالی دوری میکنند، اما با پذیرش ریسک و رویارویی با این چالشها، میتوان توجه زیادی را جلب کرد و از فرصتهایی بهرهمند شد که دیگران به دلیل ترس از آن صرفنظر کردهاند.
پس از موفقیت در تجارت ضبط، برانسون وارد صنعت حمل و نقل شد و ویرجین آتلانتیک را در سال 1984 تأسیس کرد. او از آن زمان فعالیت های تجاری خود را گسترش داد و در زمینه تلفن های همراه، لوازم آرایشی، فیلم و حتی کولا فعالیت خود را آغاز کرد.
تنوع در صنایع نه تنها تجارت را برای شما جالب نگه می دارد، بلکه ایمنی را در برابر فراز و نشیبهای غیرقابل پیشبینی هر صنعت فراهم میکند.
برانسون خوشحال است که خودش را محدود به کسب و کار ضبط موسیقیش نکرده است: از زمان راه اندازی Napster در سال 1999، این تجارت به طور مداوم در حال کاهش بوده است.
هنگامی که برانسون در سال 1992 شرکت ویرجین را به مبلغ 500 میلیون پوند به EMI فروخت، بسیار پشیمان شد.
بسیاری از مردم احتمالاً اگر چنین پولی به دست میآورند (از جمله خودم) از خوشحالی گریه میکردند، اما برانسون گریه میکرد زیرا از نظر احساسی روی شرکت ضبط موسیقی خود سرمایهگذاری کرده بود.
اگر نمی خواهید قلب و روح خود را در کسب و کارتان بگذارید، نباید از ابتدا آن را شروع کنید.
"فرصت های تجاری مانند اتوبوس هستند، همیشه فرصت دیگری در راه است."
اگر یک سرمایه گذاری تجاری آنطور که انتظار داشتید به نتیجه نرسید، ناامید نشوید.
در عوض، مراقب فرصت بزرگ بعدی باشید.
«من به دیکتاتوری خیرخواهانه اعتقاد دارم به شرط اینکه دیکتاتور باشم.»
هیچ کس نمی تواند برانسون را متهم به رفتار سرد با کارمندانش کند (او عادت دارد نامه های شخصی برای آنها بنویسد)، اما او نقش خود را به عنوان یک دیکتاتور نیز پذیرفته است.
اگر می خواهید در کسب و کار پیشرو باشید، نمی توانید نگران نظر دیگران باشید. قدرت خود را اعمال کنید و قاطعانه عمل کنید.
ریچارد برانسون نارساخوان است و قبل از ترک تحصیل در سن 16 سالگی در مدرسه با مشکل مواجه شد. ریچارد برانسون به اختلال خوانشپریشی یا نارساخوانی مبتلا است. این اختلال باعث میشود فرد در خواندن و نوشتن با چالشهایی مواجه شود. برانسون در دوران مدرسه به دلیل این مشکل عملکرد ضعیفی داشت و حتی در سن ۱۶ سالگی ترک تحصیل کرد. اما او توانست با استفاده از تواناییهای دیگرش، مانند مهارتهای ارتباطی و خلاقیت، به یکی از موفقترین کارآفرینان جهان تبدیل شود.
مدرسه در آزمایش و پاداش دادن به مجموعه مهارت های خاصی مانند توانایی به خاطر سپردن اطلاعات و پیروی از دستورالعمل ها عالی است. اما این مهارت ها تنها مهارت های لازم برای موفقیت در زندگی واقعی نیستند.
"شما با پیروی از قوانین راه رفتن را یاد نمی گیرید، با انجام دادن و با زمین خوردن یاد می گیرید."
برانسون بدون گذراندن کلاس روزنامه نگاری یک مجله راه اندازی کرد و بدون گذراندن کلاس تجارت به یکی از موفق ترین تاجران جهان تبدیل شد.
منتظر نمانید تا زمانی که واجد شرایط شوید تا کاری را که می خواهید در زندگی خود انجام دهید. فقط انجامش بدهید شما اشتباهات زیادی خواهید کرد، اما این سریعترین راه برای یادگیری است.
در سال 2004، برانسون Virgin Galactic را تأسیس کرد - یک شرکت گردشگری فضایی که به زودی تعطیلات زیر مداری را خواهد گرفت. تاکنون بیش از 430 فرد شجاع برای تبدیل شدن به فضانورد Virgin Galactic ثبت نام کرده اند.
قیمت بلیط: 200000 دلار
Virgin Galactic نمونه ای عالی از تمایل برانسون برای کشف مرزهای جدید با سرمایه گذاری های تجاری خود است. پیشگام بودن مخاطره آمیز است، اما یک مزیت متمایز دارد: وقتی پیشگام یک صنعت کاملاً جدید هستید، شکست دادن رقبا مثل خوردن یک تکه کیک است.
Virgin Galactic یکی از موارد متعددی است که در آن برانسون یک بازار در حال ظهور را پیش بینی کرده است.
وقتی برانسون شاهد افزایش قیمت بنزین بود، فرصتی برای ورود به صنعت سوخت دید. صندوق ویرجین گرین در سرتاسر جهان در تحقیق و توسعه سوخت های تجدیدپذیر سرمایه گذاری می کند.
با توجه به کمبود جهانی بنزین، همراه با افزایش مصرف، شرط خوبی است که شرط برانسون بر روی انرژی های جایگزین در درازمدت نتیجه خواهد داد.
وقتی روندهای فعلی را می بینید و آنها را در آینده پیش بینی می کنید، برای سال های آینده مزیت بزرگی به کسب و کار خود می دهید.
هرگز زمان هیجان انگیزتری برای همه ما برای کشف این مرز بزرگ بعدی که در آن مرزهای بین کار و هدف بالاتر در حال ادغام شدن است، وجود نداشته است، جایی که انجام کارهای خوب واقعا برای تجارت خوب است.
به زبان ساده، این متن درباره یک دوره هیجانانگیز صحبت میکند که در آن مرزهای بین کار و اهداف معنوی یا اجتماعی در حال ترکیب شدن هستند. پیام اصلی این است که در این دوره جدید، انجام کارهای خوب (مانند کمک به جامعه یا محیط زیست) نه تنها از نظر اخلاقی ارزشمند است، بلکه برای کسبوکار نیز مفید و سودآور است.
به عبارت دیگر، کسبوکارها میتوانند با ترکیب اهداف بالاتر و ارزشهای اجتماعی با فعالیتهایشان، هم به جامعه کمک کنند و هم موفقیت بیشتری کسب کنند.
مطالب فوق گزیده ای از کتاب کاملاً جدید برانسون، Screw Business Assual است ، در مورد اینکه چگونه کسب و کارها می توانند با تلاش برای ایجاد تأثیر مثبت بر روی کره زمین (و نه فقط پول درآوردن) موفق شوند.
برانسون استدلال میکند که شرکتهایی که با کارکنان، جوامع و محیطزیست خود بهتر رفتار میکنند، تمایل دارند رشد مالی بلندمدت بهتری داشته باشند و برند سالمتری داشته باشند.
وقتی تاثیر مثبتی در کسب و کار خود می گذارید، فقط دنیا را به مکان بهتری تبدیل نمی کنید. شما همچنین در موفقیت بلندمدت شرکت خود سهیم هستید.
"اگر از چیزی ناامید می شوم، پس دوست دارم سعی کنم آن را درست کنم."
او وقتی با مشکلی روبرو میشود که باعث ناراحتی یا ناامیدیاش میشود، سعی میکند برای حل آن تلاش کند.
برانسون در زمینههای مختلفی فعالیتهای بشردوستانه انجام داده است. او برای مبارزه با ایدز یک بنیاد ایجاد کرد، برای کاهش سلاحهای هستهای از پروژههایی حمایت کرد، و حتی به دنبال کاهش آثار تغییرات آبوهوایی رفت. او پس از صحبت با ال گور درباره تغییرات آبوهوایی، متوجه شد که گرمایش جهانی یک بحران جدی است و تصمیم گرفت ۳ میلیارد دلار برای مقابله با آن اختصاص دهد.
نکته مهم متن این است که اقدامات برانسون در حوزه بشردوستی نه فقط برای سودآوری بلکه برای رضایت معنوی و ایجاد تغییرات مثبت در جهان است.
"در حال حاضر من فقط خوشحالم که زنده هستم و حمام طولانی خوبی داشته ام."
ریچارد برانسون زندگی ای دارد که به راحتی می توان به آن حسادت کرد. ثروت او به او این امکان را می دهد که به سراسر جهان سفر کند ، با افراد تأثیرگذار ملاقات کند و همه این کارها را به راحتی انجام دهد.
اما در حالی که قایقهای تفریحی و جواهرات زیبا هستند، رضایت واقعی شما را جلب نمیکنند. این چیزی است که فقط می تواند از قدردانی از چیزهای ساده مانند سلامتی شما، عزیزانتان و یک حمام طولانی خوب حس خوبی به شما بدهد.
منتظر نمانید تا "موفق" شوید تا از خود لذت ببرید. همین الان شروع کنید و از مسیر صعود لذت ببرید.
آموزش تصویری حرکات بدنسازی
مشاهده