» ثروتمندان چگونه پولدار شدند؟

ثروتمندان چگونه پولدار شدند؟

ثروتمندان چگونه پولدار شدند


اهداف مالی خود را تعیین کنید

برای بعضی افراد، چیزی لذت بخش تر از پول پس انداز کردن برای یک خانه سه خوابه با حیاط بزرگ نیست.

بعضی دیگر هم رویای سفر به دور دنیا یا مرخصی یک ساله از کارشان را دارند. انتخاب اهداف مالی برای خود، رسیدن به آن ها را برایتان آسانتر می کند. برای کمک به اعضای خانواده به دنبال روش های غیرمالی باشید.


توصیه های کاری، پیشنهادات شبکه سازی و غذا درست کردن در منزل برای دانشجویان مشابه پول نقد است. جوانانی که در منزل با پدر و مادرشان زندگی می کنند.


با انجام کارهای خانه و آموزش دادن به آن ها در مورد کامپیوتر و تکنولوژی می توانند به والدین خود کمک کنند. یک برنامه برای خرج و برج خود بریزید.


اغلب افراد حدود دو سوم درآمد خود را روی سه مورد اصلی خرج می کنند: غذا، مسکن و حمل و نقل. البته پرداخت بدهی و اقساط، پس انداز، هزینه های خانه، و آیتم های اختیاری از جمله تفریح هم وجود دارد.


با تخصیص اهداف خرج و مخارج در هر دسته، یک بودجه سالانه تعیین کنید. در مقابل وسوسه فروشندگان به خرید اجناس شان مقاومت کنید.


فروشگاه ها کارشان این است که ما را وسوسه کنند پول خرج کنیم، ولی اگر از حقه هایشان آگاه باشیم، بهتر می توانیم در مقابل وسوسه هایشان مقاومت کنیم.


کارت های قرعه کشی، رایحه دارچین در هنگام تعطیلات و حراج های کوتاه مدت، تکنیک هایی هستند که فروشندگان بکار می برند.


آگاهی از آن ها باعث می شود که راحت تر جواب منفی بدهیم. گاهی باید نه بگویید. گاهی قبل از کمک به دیگران و برای امنیت مالی خودتان باید جواب منفی به افراد بدهید.


اگر به یکی اعضای خانواده که دچار مشکل شده است می خواهید کمک کنید و مجبورید زیر بار بدهیبروید یا از پس اندازتان کمک کنید، مؤدبانه برایش توضیح دهید که می توانید به روش هایی غیر از دادن پول نقد، به او کمک کنید. خرج های خود را ارزیابی کنید.


ارزیابی همه مخارج در پایان دوره دو هفته ای می تواند بینشی در مورد خرج های غیر ضروری از غذا خوردن در رستوران تا کرایه تاکسی به شما بدهد.


حتما این ارزیابی ها را یادداشت کنید. خودتان را برای کمک به والدین سالمند آماده کنید. افراد ۳۰ یا ۴۰ و اندی ساله دیگر باید کم کم به والدین سالمند خود کمک کنند و این کمک ها شامل دادن پول، زندگی در یک خانه یا کمک به مدیریت پولشان می شود.


قیمت های روی جنس را نپذیرید. قیمت ها اغلب بیش از آنچه فکر کنیم قابل مذاکره هستند، حتی در فروشگاه های بسیار بزرگ. اگر جای دیگری آن جنس را با قیمت کمتری دیده اید، نترسید و از فروشنده بپرسید آیا می تواند جنس را به آن قیمت به شما بدهد.


بدترین حالتش این است که می گوید نه قبل از مراجعه به فروشگاه، در مورد اجناس روی اینترنت تحقیق کنید. سایت های بررسی اجناس معمولا اطلاعاتی در مورد اینکه کجا می توانید بهترین جنس ها با مناسب ترین قیمت ها را بیابید می دهند.


همیشه قبل از مراجعه به فروشگاه ها، ببینید کدامیک قیمت مناسب تری دارند. از بیش از یک منبع پول درآورید. عدم امنیت شغلی در بازار امروز به معنای از دست دادن شغل یا مواجه شدن با کمبود حقوقاست.


اگر منبع دومی از درآمد داشته باشید، این دو مورد را تجربه نخواهید کرد. کسب و کار خودتان را آغاز کنید. رکود اقتصادی به بسیاری از آمریکایی ها الهام داد تا به سراغ کارآفرینی بروند و بخشی از آن برای بدست گرفتن کنترل امور مالی شان بود.


حتی کسب و کارهای نسبتا کوچک مانند وبسایت هایی که از طریق آگهی کسب درآمد می کنند، یا گلخانه هایی که گل های مقرون به صرفه پرورش می دهند، می توانند منبعی از امنیت مالی محسوب شوند.


از افتتاح حساب اعتباری مشترک خودداری کنید. از آنجائی که اعضای خانواده معمولا وام مشترک برمی دارند یا حساب مشترک باز می کنند تا به هم کمک کنند، ولی این کار گاهی به پیچیدگی هایی می انجامد.


وقتی یکی از افراد صاحب حساب پول کم می آورد برای دیگری هم مشکل ایجاد می کند. به همین دلیل بهتر است حساب مشترک نداشته باشید.


در مورد حقوقتان مذاکره کنید. در حالی که بسیاری از کارگران و کارمندان از این که در این اقتصاد شغلی داشته باشند خود را خوش شانس می دانند، ولی گاهی درخواست افزایش حقوق می تواند حرکت هوشمندانه ای باشد. اگر شما اخیرا شغلتان را عوض کرده اید، ترفیع گرفته اید یا فهمیده اید که نسبت به همتایان خود حقوق کمتری می گیرید.


زمان آن رسیده که با رئیس خود صحبت کنید و درخواست افزایش حقوق کنید. ساده تر زندگی کنید. گرانی باعث شده که صرفه جویی بیشتر به چشم بیاید. هنرهای دستی، آشپزی در منزل و حتی کوتاهی مو در منزل امروزه متداول تر شده است.


تغییراتی در سبک زندگی از جمله استفاده از دوچرخه برای رفتن به محل کار به جای اتومبیل هم می تواند مخارج ماهانه را به حداقل برساند.


پول های اضافی را بدقت بررسی کنید. پول درآوردن خارج از شغل تمام وقتتان می تواند مسائل مالیاتی را کمی پیچیده کند. همیشه تمام درآمدهایتان را ثبت کنید و همیشه کپی رسیدهایتان را نگه دارید. از بدهی خجالت نکشید. از آنجائی که بدهی به خاطر بحران های بسیار بد و ناگوار محسوب می شود، مدیریت بدهی ها و حتی کمی پول قرض کردن بد هم نیست.


رهن باعث می شود که مردم بتوانند خانه بخرند و وام های دانشجویی به دانشجویان امکان ادامه تحصیل می دهد. با در نظر گرفتن مزایا و معایب بدهی، می توانید تصمیماتی در این خصوص بگیرید.


سرگرمی های ارزانتری پیدا کنید. بازدید از پارک های عمومی، پیاده روی، موزه های رایگان و مناسبت های دیگر تفریحات تقریبا رایگانی هستند که می توانید آنها را جایگزین تفریحات گران کنید.


بدهی هایی که نرخ سود بالایی دارند را سریع پرداخت کنید. وام های کارت اعتباری در آمریکا، بیشترین نرخ سود را دارند که حدود ۱۷ درصد است. زود پرداخت کردن این بدهی ها باعث می شود که هزینه ها کاهش یابند و سود بالای آن ها برای شما ضرر کمتری داشته باشد.


صورت حساب های خود را بررسی کنید. هزینه غیرعادی در ریز حسابتان می تواند نشانه دزدی از حسابتان باشد. همیشه ایمیل ها یا پیامک هایی که از سوی بانکتان می آید را درست بررسی کنید. اگر هزینه ای غیرعادی دیدید آن را فوراً چک کنید و با بانکتان تماس بگیرید. اهداف مالی مشترک تعیین کنید.


اگر متأهل هستید، برنامه ریزی مالی را نمی توانید نادیده بگیرید. تعیین اهداف مشترک و اهداف خرج و برج مشترک می تواند از تعارض ها و مخالفت ها در مورد نحوه پول خرج کردن جلوگیری کند، حتی اگر حساب های جداگانه ای داشته باشید.


خودتان را تشویق به پرداخت بدهی ها کنید. اگر سعی می کنید بدهی ها و قسط هایتان را سبک تر کنید، همیشه اهداف بزرگتر را به یاد بیاورید یا عکس مکان هایی که دوست دارید ببینید یا خانه ای که دوست دارید بخرید را به یاد بیاورید.


این کار باعث می شود که روی اهدافتان تمرکز کنید و راحت تر به وسوسه خرید نه بگویید. همیشه قانون ریسک در برابر پاداش را به یاد داشته باشید. در راستای اهمیت تنوع و گوناگونی، قانون ریسک در برابر پاداش یکی از قوانین کلاسیک سرمایه گذاری است


اگر پاداش های بیشتری می خواهید باید ریسک بزرگتری نمایید. پروفایل ریسک خود را ارزیابی کنید و طبق آن سرمایه گذاری کنید. اگر می خواهید از امنیت پولتان اطمینان داشته باشید، باید آن را به نحوی محافظه کارانه سرمایه گذاری کنید.


قبل از بچه دار شدن اطمینان کامل کسب کنید که آماده هستید یا خیر. بچه دار شدن برای یک زوج می تواند خرج های زیادی به بار بیاورد و آن ها باید از قبل برای مخارج بچه پول پس انداز کنند.


زود شروع کنید و اغلب سرمایه گذاری کنید. قدرت ترکیب در اینجاست که زود پس انداز را آغاز کنید تا در زمان بازنشستگی راحت باشید، نه اینکه تا سال های میانسالی صبر کنید.


اگر شرکت شما برنامه درست و هماهنگی دارد، از آن بهره ببرید. سعی نکنید بازار را پیش بینی کنید. از آنجائی که پیش بینی نوسانات بازار غیرممکن است، سرمایه گذاری آهسته و پیوسته، مانند پس انداز از حقوقتان استراتژی بهتری در مقایسه با سرمایه گذاری تمام پولتان در بازار است. خودتان را بیمه عمر کنید.


هیچ کس دوست ندارد به مرگ فکر کند، ولی اگر زن و فرزند داشته باشید، نه تنها باید خودتان رابیمه عمر کنید، بلکه باید وصیت نامه خود را نیز بنویسید. اغلب شرکت های بیمه شرایط خوبی برای انواع بیمه دارند، حتما آن ها را مطالعه کنید. هر روز بازار را پیگیری نکنید.


بازار همیشه بالا و پایین می شود و اگر شما برای بلندمدت سرمایه گذاری می کنید، نیازی به استرس گرفتن در هر کدام از نشیب ها نیست. به جای آن، هر سه ماه یک بار حساب هایتان را ارزیابی کنید و تعدیلات لازم را انجام دهید. با یک کارشناس کار کنید.


اگر مدیریت کردن پولتان برایتان سخت است و عصبی تان می کند، اشکالی ندارد که با یک کارشناس مشورت کنید. از مشاورین مالی کمک بگیرید. یک صندوق پولی فامیلی یا دوستی درست کنید.


تأسیس یک صندوق می تواند برای کسانی که می خواهند پولشان را پس انداز کنند و یا برای افرادی که به پول نیاز دارند بسیار عالی است. بدین ترتیب خودتان هم اگر زمانی نیاز به پول داشتید می توانید از صندوق وام بگیرید. قدم های کوچک بردارید.


کنار گذاشتن ۱۰ درصد یا بیشتر از حقوقتان برای بازنشستگی می تواند برایتان زیاد باشد. کسانی که پس انداز می کنند با برداشتن قدم های کوچک و پس انداز ۲ تا ۳ درصد از درآمدشان موفقیت بیشتری دارند و کم کم این نرخ را افزایش می دهند. 


نه پول را خیلی عزیز بدانید و نه بی ارزش. پول خدمتکار خوبی است، ولی رئیس بسیار بدی است

الکساندر دوماس فیلس روبرت اربن، میلیونر سرشناس، می‌گوید، هر صبح که از خواب برمی‌خیزم، فهرست ثروتمندان فوربس را بررسی می‌کنم و اگر نام خود را در میان ثروتمندان آمریکا نبینم، با انگیزه بیشتری سر کار می‌روم و بیش از پیش تلاش می‌کنم، در واقع، علاقه به پولدار شدن در بسیاری از ما وجود دارد، و همین شیفتگی موجب می‌شود تا باورهای اشتباهی در خصوص ثروت آفرینی داشته باشیم.


ابرثروتمندها چگونه پولدار شدند

تفکرات اشتباه پیرامون ثروت آفرینی در طول تاریخ نیز، برخی از فلاسفه، گوشه نشینان و حتی هنرمندان و اهل ادب، در نکوهش پول و ثروت سخنان بسیار گفته‌ و بر باورهای اشتباه ما پیرامون کسب ثروت دامن زده‌اند.


شاید جمله مارک تواین را شنیده باشید که می‌گوید،من با پولدارها مشکل دارم. خدا نکند به مقامی برسم آن وقت است که اوضاع برای آنها بیخ پیدا می‌کند.


در مقابل برخی هم دیدگاهی متفاوت نسبت به ثروت داشته‌اند، بطور مثال جرج برنارد شاو بی‌پولی را ریشه حضور شیاطین و فساد می‌داند. صرف‌نظر از دیدگاه‌های متضاد صاحبان اندیشه، باز به جمله‌ای بر می‌گردیم که در ابتدای یادداشت آمد.


دیل کارنگی نیز مردم را بر سه دسته می‌داند،نوکران پول، هم‌نشینان پول، و اربابان پول و به طور حتم کسانی برنده‌اند که پول را به خدمت خود و خلق در آوردند، نه آنکه برده آن باشند.


هرچند پول و ثروت در بسیاری اوقات، در معادله موفقیت بسیاری از افراد جایگاهی ندارد، اما چرا تعداد به نسبت کمی از مردم به ثروت مطلوبشان دست می‌یابند


از نظر راجر جیمز همیلتون، مولف کتاب برنامه کلان میلیونرها،مسیر ویژه دستیابی به موفقیت مالی، علت این امر آن است که بیشتر ما آموزش‌های نادرستی در خصوص ثروت دریافت داشته‌ایم و یا آموخته‌‌هایمان تاریخ گذشته، ‌شده‌اند.


به طور کلی آموزش های رسمی و آموزش هایی که در مدرسه می‌گیریم شاید به ما توانایی تأمین صحیح هزینه‌های زندگی‌مان را یاد بدهند، اما زمانی ثروت روی خوش به ما نشان خواهد داد.


که خود به دنبال یادگیری و اصلاح باورهای غلطمان برویم. راجرهمیلتون در کتاب خود، 5 افسانه‌ی دروغ پیرامون ثروت را به همراه باورهای درست متناظر با آن ها فهرست می‌کند.


5 گانه همیلتون به شرح زیر است

دروغ‌های افسانه‌ای در کسب ثروت 1. افسانه‌ای به نام سرچشمه‌های متعدد درآمدزایی افسانه‌ هر چه سرچشمه‌های درآمدزایی خودرا بیشتر کنید، ثروتمند‌تر خواهید بود.

حقیقت، ایجاد جریان های مختلف درآمدزایی درست مانند زمانی است که سعی می‌کنیم چندین توپ را به شکل همزمان شوت کنیم و احتمالا هیچ کدام هم گل نمی‌شود.

ودر مقابل زمان و تمرکز خود را نیز از دست خواهیم داد. حتما ضرب المثل پول، پول می‌آورد به گوشتان آشنا است. اما پول، پول ماندگار نمی‌آورد.


بلکه این افراد هستند که تولید درآمد می‌کنند. بنابراین قبل از سرمایه گذاری روی دارایی‌ها، روی افراد درست سرمایه گذاری درست کنیم وگرنه خود می‌مانیم و چندین توپ بی سرانجام. لذا بیشتر روی دارایی‌های نامشهود سرمایه گذاری کنیم، نه افزایش داراییهای مشهود خود .


2. افسانه‌ای به نام درآمد منفعل افسانه، می‌توان با زیر قرض رفتن و دریافت وام به منظور خرید سرمایه‌هایی که ایجاد درآمد منفعل می‌کنند، یک عمر از کارکردن بی‌نیاز شد. حقیقت: استقراض یک چاه برایتان می‌کند نه رودخانه. این یک ضرب‌المثل شرقی است.


متاسفانه یکی از تعاریف غلط برای کارآفرینی این است که از دل کوشش‌های دیگران و تلاشهای پیشین خود کسب درآمد کنیم. این همان ایجاد جریان درآمدی منفعل است. فرض کنیم که یک شرکت تاسیس و کارکنان مورد نظر را به استخدام درآورده‌ایم و بعد یک نفر را جذب می‌کنیم تا اداره‌ی کارکنان استخدام شده را عهده‌دارشود به گونه‌ای که شرکت بدون حضور ما اداره شود.


این نوعی درآمدزایی منفعل است. که در جای خود پسندیده اما باورهای غلطی پیرامون آن وجود دارد. درواقع کلیه درآمدها باید مدیریت شوند، این هم‌چنین به معنای دانستن چگونگی مدیریت یک تیم و متخصصانی است که می‌توانند به ما در مدیریت دارایی‌هایمان کمک کنند.


هرچند که ایجاد دارایی‌هایی که تولید جریان نقدینگی مثبت می‌کنند از اهمیت بالایی برخوردار است، اما اگر منابع خود را صرف خرید املاک یا دیگر سرمایه‌های این چنینی کنیم با مخاطرات جدی مواجه خواهیم شد.


به طور مثال چنانچه ارزش این دارایی‌ها به ناگهان سقوط کند کما اینکه در کشور خود ما نیز این مسأله را به تازگی تجربه کردیم آن‌گاه نقدینگی نیز منفی خواهد شد و ارزش دارایی‌هایمان افت چشم‌گیری می‌کند، لذا احتمال ثروتمندشدنمان کاهش می‌یابد.


دارایی‌ها ، خواه در قالب اموال یا کسب و کار،باید مدیریت شوند. می‌دانیم که مدیریت فرآیندی پویا است. درآمد منفعل را فراموش کنیم، و در عوض به کسب درآمدهای تلفیقی ترکیبی از درآمد فعال و درآمد منفعل فکر کنیم.


حالتی که دارایی‌هایمان به شکلی فعال و پویا توسط شخص خودمان و تیم تحت هدایت‌مان مدیریت می‌شود.


3.افسانه‌ای به نام استراتژی خروج افسانه، ثروت در اثر فروش مایملک به وجود می‌آید. بنابراین برنامه یک استراتژی خروج را ترتیب دهید .


به این صورت که امروز سخت کار کنید تا فردا با تبدیل آن به پول نقد، کاشته‌های خود را برداشت کنید. حقیقت،به کاری که به آن عشق می‌ورزید بپردازید، اینگونه خروج برای‌تان معنا نخواهد داشت. بلکه هرروز بر تلاشتان می‌افزایید.


بسیاری از مردم چشم به روزی دارند که با فروش ماحصل کار امروز خود، فردایی روشن داشته باشند. آن ها از کارکردن‌شان لذت نمی‌برند. به جای آنکه روی چگونگی خروج خود از بازی تمرکز کنیم.


یک استراتژی موفقیت برای ماندن در گردونه بازی تدوین کنیم. اینگونه نه تنها ثروت‌آفرینی می‌کنیم، بلکه با احساس رضایت ثروت خود را به شکلی مناسب خرج خواهیم کرد.


۴. افسانه‌ای به نام رئیس خود بودن افسانه، اینکه خود رئیس خودمان باشیم، راه میانبری به سوی موفقیت مالی خواهد بود.


چرا که اینگونه خود انتخاب می‌کنیم که چه بکنیم و چه نکنیم. حقیقت، این مهم است که رئیس یا روسای ما چه کسانی خواهند بود قرار است عهده دار مسئولیت چه کسانی باشیم.


در فرهنگ فارسی ما واژه‌ای به‌نام ارباب رجوع داریم که به معنای اعتبار و احترام به کسی است که به ما رجوع می‌کند و این نشان از اهمیت مشتری در فرهنگ ایرانی دارد. لذا حتی اگر صاحب یک کسب و کار باشیم، باز مسئولیت فرد یا افرادی اعم از مشتریان، ذینفعان، کارکنان به عهده ما خواهد بود.


به جای انکه خود را رئیس بدانیم، مشخص کنیم که می‌خواهیم مسئولیت چه کسانی را بر عهده گیریم. چون مسئولیت پذیری یکی از روش های اساسی برای تحقق اهداف است.


برای موفق بودن، خود ، خدمت نباشیم بلکه خادم باشیم. بررسی کارنامه ثروتمندان خودساخته نشان می‌دهد که آنچه باعث موفقيت ايشان در نیل به اين مهم گرديده است در درجه نخست اعتقاد كامل به نقش و جايگاه مشتری و ارباب رجوع اعم از مشتریان درون‌سازمانی و برون‌سازمانی در بقاء و تداوم كاري سازمان تحت مدیریت خود است.


۵. افسانه‌ای به نام ریسک بالا، پاداش بالا افسانه کارافرینان موفق جان خود را کف دست می‌گیرند و بر سر هر چیز قمار می‌کنند.


حقیقت، گام‌های سنجیده و آزموده، استقامت لازم برای طی مسیر پرفراز و نشیب و طولانی موفقیت را فراهم می‌کنند.


هرچند ریسک پذیری جزء جدایی ناپذیر زندگی بشر است. اما می‌دانیم که شکست دو نتیجه‌ی اساسی دارد، می‌تواند غرق‌مان کند یا بر شتابمان بیفزاید و به مسیر درست هدایت‌مان کند.


زمانی که بیش از حد خطر می‌کنیم، شکست می‌تواند ما را فرسنگ‌ها از مسیر درست منحرف سازد. بنابراین تلاشمان بر به حداقل رساندن ریسک‌های موجود باشد، تا در وقت شکست توانایی لازم برای یادگیری از اشتباهات و پیشروی مجدد را داشته باشیم. به نظرتان دیدگاه های راجرجیمزهمیلتون در کتاب خود تا چه اندازه قابل استناد هستند


فهرست ثروتمندترین‌ها را مشاهده کنید و زندگی نامه برخی از انها را به دلخواه مطالعه نمایید. و سپس به سوالات زیر پاسخ دهید، آیا آن ها می‌کوشند تا سرچشمه‌های درآمدزایی خود را افزایش دهند یا تلاش می‌کنند تا با ایجاد و پرورش تیم‌های چندگانه این سرچشمه‌ها را ایجاد کنند


آیا آن ها به دنبال یک استراتژی خروج می‌گردند یا یک استراتژی موفقیت بلند مدت را در پیش گرفته‌اندآیا آن ها تنها مسئولیت خود را دارند و یا خود را عهده‌دار مسئولیت تعداد دیگری نیز می‌دانند


آیا آن ها همواره در حال ریسک هستند یا هوشمندانه ریسک می‌کنند تا اینگونه بتوانند نتایج را بهبود دهند


فرم ارسال نظر






آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله