» چگونه یک کار آفرین موفق باشیم؟

چگونه  یک کار آفرین موفق باشیم؟

چگونه یک کار آفرین موفق باشیم


کار آفرین کیست.

کسی است که به مسائل اطراف نه به عنوان چالش،بلکه فرصت نگاه می کند.تلاش مستمر می کند،تا ایده های خود را اجرایی کرده و موفق بشود.


به تیم سازی و افراد پیرامون خود بسیار اهمیت می دهد برای موفقیت خود برنامه ریزی کرده و آن را عملی می کن.

ارزش های پیشنهادی خود را با سایر افراد به اشتراک می گذارد از مدل اولیه ی ایده ی خود نمونه ای را تهیه کرده و بازار سنجی می کند،هدف اصلی او نه فقط کسب درآمد بلکه خدمت به مردم است.


چگونه یک کارافرین موفق باشیم،همه ما از دورانی می‌آییم که جامعه و نظام آموزشی ما را در راستای کار کردن برای دیگران آماده کرده است اما در جامعه‌ای که به سرعت در حال تغییر است، کارآفرینان در صف اول افرادی هستند که بهترین مهارتی که می‌توانند و بايد یاد بگیرند، خود یادگیری است.


این تجارب می‌تواند به همه ما کمک کند در این دنیای به سرعت در حال تغییر نحوه یادگیری را یاد بگیریم. در اینجا مهم‌ترین پیشنهادهای ارائه شده را آورده‌ام.


1. شبیه‌سازی و گیمیفیکیشن


2 کسب‌وکار.


یادگیری لزوما نباید همواره در حین کار کردن اتفاق بیفتد.

ما الان می‌دانیم افراد از سنین پایین یادگیری را آغاز می‌کنند.

و مجددا در بزرگسالی به حوزه یادگیری و آموزش برمی‌گردند، با این تفاوت که این بار آموزش در حین سرگرم شدن اتفاق می‌افتد.


۱.امروزه ابزارهای گیمیفیکیشن مانند Thrive15 و GamEffective وجود دارند

که می‌توانند به افراد در هر سنی کمک کنند تا کسب و کار خود را آغاز کنند یا به یک مرحله بالاتر ارتقا دهند.


۲.یادگیری و مشاوره کسب و کار انطباقی

هر کسب و کار و کارآفرینی در مرحله متفاوتی قرار دارد، بنابراین زمان آن است که به جای اینکه شما خودتان را با ابزارهای یادگیری انطباق دهید، آن ها خودشان را با شما انطباق دهند. دانشگاه‌ها و بازارها به سرعت در حال تولید محصولاتی مانند OpenStudy هستند که یک شبکه یادگیری است که از گروه‌های مطالعاتی متعددی تشکیل شده است.


۳.کمک به کارآفرینان با آموزش مستمر

گزینه‌های موجود در زمینه آموزش آنلاین فرصت‌های مغتنمی محسوب می‌شوند، هرچند کافی نیستند.


مشاوران کسب‌وکار باید آماده باشند در هر مرحله‌ای به کارآفرینان یاری برسانند. هرچند هنوز بسیاری از کارآفرینان در خصوص دریافت آموزش مردد هستند، اما باید بدانید اگر به طور مستمر‌ در حال یادگیری نباشید، از دیگران عقب خواهید افتاد.


۴.ترکیب یادگیری و انجام دادن

نیازی نیست کارآفرینان قبل از آغاز کسب و کار همه چیز را بدانند. آن ها کافی است گام‌های اول را بردارند و دریابند گام‌های بعدی چیست.


هیچ دوره استانداردی در این زمینه وجود ندارد، اما پاسخ‌ها در اینترنت موجود است و اگر بدانید چطور کنید، با دنبال کردن وبلاگ‌های آموزشی و حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید آموزش‌های لازم را در این زمینه کسب کنید.


۵.کمک‌های مالی به کسب و کارها

جمع‌آوری کمک‌های مالی (Crowdfunding) آخرین راه‌حل برای کارآفرینانی است که نیاز به کمک دارند و پیش از آن بهتر است سراغ گزینه‌های دیگری مانند وام، بودجه، سرمایه‌گذاری مشترک و رفته شود.


این روزها اگر شما نتوانید سرمایه مورد نیازتان را تأمین کنید یا به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید یا ایده شما به اندازه کافی خوب نبوده است.


۶. کمک گرفتن از مربیان کسب‌وکار

منابع قابل استفاده برای ارتقای سطح دانش کارآفرینان فراوان هستند اما اغلب کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.


چالش اصلی این است که منابع مورد نیاز از قبیل حامیان استارت‌آپ Startup incubators تسریع‌کنندگان، مربیان و مشاوران کسب و کار را در زمان درست پیدا کرد، به همین دلیل نیاز است تا کارآفرینان وبلاگ‌ها و محافل آنلاین که در این زمینه فعال هستند را به دقت مورد پایش قرار دهند.


در جامعه کنونی، صفات شخصیتی برای دستیابی به موفقیت نسبت به عصر صنعتی و عصر اطلاعات تغییر کرده است.


دیگر روزهای وفاداری بلندمدت به یک کارفرما و پیروی متعصبانه از یک مسیر به سر آمده است.


اکنون تمرکز اصلی بر خلاقیت، تمایل برای قبول ریسک و توانایی کنارآمدن با تغییرات است. امروزه مداومت در کارها و توانایی حل مساله ارزش‌هایی بنیادین در کارآفرینی محسوب می‌شوند.


پرورش این صفات و تمرین تدریجی و مداوم یادگیری، بهترین مسیر برای شروع زندگی به‌عنوان یک کارآفرین است.


در نهایت، قبل از اینکه کارتان را آغاز کنید، ابتدا باید معنای موفقیت را برای خودتان تعریف کنید. شاید تعریف شما از موفقیت در قالب معیارهای مالی بگنجد، اما محتمل‌تر آن است که اثر ماندگاری که از خود به جای می‌گذارید برای شما رضایت و خوشحالی پایدار به ارمغان بیاورد. اگر به من نگویید به کجا می‌خواهید


سه ویژگی مهم یک کارآفرین


1. کارآفرین آغازگر است.

یک کارآفرین شروع کننده کار، رقابت گر و محرک است. او کسی است که محصول جدیدی را ارائه می دهد یا کار و شرکت جدیدی را راه اند ازی می کند. او آغازگر یک ماجرا، پروژه و یا فعالیت است.


ممکن است خود کارآفرین ایده کار را ارائه نداده باشد اما تصمیم به تبدیل ایده به واقعیت گرفته باشد.


2. کارآفرین محرک است.

کارآفرین مسئولیت انجام کار را بر عهده دارد و وظیفه رهبری را ایفا می کند. او به سمت جلو پیش می رود و از دیگران می خواهد که او را دنبال کنند.


او سکان هدایت را به دست گرفته و توانایی تغییر مسیر، افزایش سرعت، کاهش سرعت و حتی توقف را نیز دارد.


3. کار آفرین پاسخگو و مسئول است.

مسئولیت اصلی کار که ممکن است راه اندازی یک شرکت ، انجام یک پروژه و یا هر فعالیت دیگری باشد بر عهده کارآفرین است.


کارآفرین بزرگترین سهم در انجام کار را دارد، بنابراین باید از توانایی لازم برای هدایت کامل کار برخوردار باشد.


کارآفرینی فراتر از کسب منافع مالی است بسیاری از ما تصور می کنیم که کارآفرینی به معنای برخورداری از منافع مالی است، اما یک کارآفرین نه تنها ممکن است از حقوق یکسانی نسبت به بقیه برخوردار است، بلکه ممکن است با مشکلات مالی زیادی هم مواجه می شود.


و ریسک های فراوانی را بپذیرد. پذیرش مفهوم کارآفرینی فرهنگ قدیمی شرکت مفهوم کارآفرینی را رد می کند.


اما با رواج استارآپ ها و نوآوری های جدید، شرکت ها مجبور به پذیرش مفهوم کارآفرینی برای موفقیت در انجام پروژه های تجاری خود شده اند. کارآفرینی پویا و فعال است و نتیجه بهتری را به دنبال خواهد داشت.


عشق و علاقه نسبت به کار انگیزه واقعی انجام آن است یک عامل بسیار مهم در راس کار هر کارآفرینی قرار دارد عشق و علاقه به کار.


یک کارآفرین از انگیزه درونی برخوردار است که او را ترغیب به انجام کار می کند. این انگیره باعث می شود تا کارآفرین بر چالش های مختلف غلبه کرده و از توانایی لازم برای تلاش در جهت دستیابی به اهداف خود برخوردار شود.


هر کسی می تواند کارآفرین شود و بدون برخورداری از سهام مالی برابر نقش کارآفرینی را به درستی ایفا کند. همه چیز به طرز نگرش فرد در انجام کار برمی گردد.


همه ما در زندگی مان در پی کسب موفقیت هستیم. می توانید در این مطلب مواردی را بیابید که بخشی از زندگی افراد موفق محسوب می شوند اما آن ها کمتر در مورد آن با کسی صحبت می کنند.


درحالی که انسان های شکست خورده فقط به سن و سال درحال زوال شان، مشکلات مربوط به سلامیت شان، ضعف مدیریت زمان شان، بدشانسی شان، کارفرمایان شان و عدم وجود فرصت ها برای خودشان می نگرند.


انسان های موفق مشغول تلاش برای یافتن راهی برای غلبه بر چالش های پیش روی خود هستند. آن ها حرف نمی زنند


۱.زندگی خاصی دارند.

برخی از ما ممکن است در مورد خواب یا کارهای روزمره عجیب و غریب افراد بسیار موفق چیرهایی شنیده باشیم.


در حالی که بعضی افراد موفق هنگام خواب ایده های نوآورانه خود را گسترش می دهند، برخی دیگر با نخوابیدن ایده های جدیدی را استخراج می کنند.


تعداد بسیار معدودی از ما این مسئله را می دانیم که توماس ادیسون هر روز تنها سه ساعت می خوابید. آیا می دانستید که بتهوون ایده های خلاقانه هنری خود را در حمام گسترش می داده است برخی افراد هم هستند که ترجیح می دهند هنگام کار تنها بوده و به صورت انفرادی کار کنند.


همگی این ها نشانه ای از رفتارهای عجیب و غریب افراد موفق البته از نگاه ما و در مقایسه با اشخاص معمولی است.

۲. همیشه مثبت نگر هستند.

انسان های بسیار موفق، تلاش می کنند اغلب زمان خود را با افراد مثبت نگر بگذرانند و زمانی برای گذران اوقات با افراد منفی نگر ندارند.


از سوی دیگر افراد موفق، بر جنبه های مثبت اتفاقات تمرکز می کنند، حتی وقتی که اتفاق خوبی رخ نداده است.


۳.خودشان را باور دارند.

همه ما رویا و برداشت های خاص خودمان را داریم. انسان های موفق زمانی که این رویاها و خواسته های شان از زندگی از هم می پاشد، به این وضعیت به چشم فرصتی جدید نگاه می کنند.


این کار در درازمدت برای همه می تواند مفید و دارای فایده باشد.


۴.انتقادپذیر هستند.

افراد موفق، آزاداندیش هستند و به همین خاطر انتقادات و پیشنهادهای صادقانه را می پذیرند و به آن نگاهی مثبت دارند، زیرا از آنها برای بهبود وضعیت خود استفاده می کنند.آن ها حرف نمی زنند.


۵. موفقیت را تجسم می کنند.

افراد موفق، در مورد اهداف کوتاه و بلندمدت، حتی قبل از رسیدن به آن، به موفقیت خود در راه آن هدف می اندیشند و آن را به طور کامل تجسم می کنند. آنها هر آنچه برای رسیدن به هدف نیازمندند، هر روز به خودشان یادآوری می کنند.


۶.فروتن و نوع دوست هستند.

فروتنی و تواضع، یکی از نشانه های افراد بسیار موفق است. آن ها هرگز موفقیت های خود را به رخ کسی نمی کشند و زندگی شان را به شیوه معتدل ادامه می دهند.


علاوه بر آن افراد موفق درگیر فعالیت های بشردوستانه هستند تا زندگی بسیاری از انسان های نیازمند را بهبود بخشند زیرا معتقدند چیزهای بسیاری را از جامعه به دست آورده اند.


۷. از ندای قلب شان پیروی می کنند.

افراد موفق همان گونه که هستند، باقی می مانند و نگران نظرات دیگران در مورد خودشان نیستند. آن ها هرگز تلاش نمی کنند همان گونه که دیگران می خواهند بشوند، بلکه از ندای قلب شان پیروی می کنند.


همچنین این افراد از درون شان خوشحال هستند، بارها شکست خورده اند، هرگز در کمک خواستن از دیگران در زمان نیاز تعلل نکرده اند، کاستی های خود را پذیرفته اند، رویاهای بزرگ در سر دارند و خود را فراتر از این نشان می دهند که تنها به فکر آسایش باشند.


ساده نیست اما ارزش انجام دادن دارد هرچه قدر هدف تان بزرگ تر باشد، موانع و چالش های بزرگ تری نیز پیش روی خود دارید و هر چه قدر سفر کاری سخت تری داشته باشید پاداش بیشتری نصیب تان خواهدشد. اگر تبدیل شدن به یک کارآفرین کار ساده ای بود، هرکسی این کار را انجام می داد .


و آن وقت تلاش و پشتکار شما چندان باارزش نبود. زمانی که ترغیب شدید وارد عرصه کارآفرینی شوید، موانع بر سر راه تان ظاهر خواهندشد و شخصیت تان و ایمان تان به کار را محک خواهندزد.


البته وقتی شما را واقعا جدی ببینند، از سر راه تان کنار خواهند رفت. باید در مواجهه با معضلات و مشکلات، به ثمره و نتیجه کارتان تمرکز کنید و تصور کنید.


چقدر وقتی که رئیس خودتان هستید، برنامه شخصی تان را دارید، بر دیگران اثر می گذارید و آزادی مالی خواهید داشت، زندگی زیبا خواهد بود.


مطمئنا زمانی که شما به عنوان کارآفرینی بزرگ تلاش می کنید، فراز و فرودهایی در این مسیر به سراغ شما خواهندآمد و نکته مهم این است که به جای مبارزه، آن ها را بپذیرید. تا زمانی که تنها گزینه پیش روی شما، قدرت باشد، هرگز نخواهید فهمید که چه قدر قوی هستید.


این واقعیت تلخ که بسیاری از کسب و کارهای کوچک در همان ابتدا شکست می خورند، برای بسیاری از کارآفرینان آشنا است.


داستان پاتریک اسپیجرز، مدیر اجرایی و یکی از مؤسسین ROBIN، شرکت هلندی، را در نظر بگیرید.


چهارده سال پیش، اسپیجرز اولین شرکت خود را با سه مؤسس دیگر تاسیس کرد.


بعد از دو سال، تیم او هنوز در تقلا بود تا در مورد مسائل کاری بحرانی به اجماع برسد.


در نتیجه آن ها از هم جدا شدند و شرکت منحل شد. او می گوید


من ناراحت بودم. پول، دوستانم و ایمانم را از دست داده بودم. بعد از آن شش ماه به فکر کردن پرداختم و در همین مدت ناامیدی و سرخوردگی بود که کلید ساختن آینده را پیدا کردم.


در این مدت پس از شکست، با سرمایه گذار ROBIN آشنا شدم و اگر شرکت قبلی ام هنوز برپا بود هرگز با او آشنا نمی شدم.


خیلی زود اسپیجرز با تیم و سرمایه جدیدی کارش را شروع کرد و شرکت او از تیمی 11 نفره به شرکتی 2.5 میلیون دلاری تبدیل شد.


داستان هایی مانند داستان اسپیجرز کم نیستند. در واقع اینکه در رزومه خود شرکت شکست خورده ای داشته باشید، در واقع در دره سیلیکون جنوب سان فرانسیسکو با بزرگترین شرکت های فناوری دنیا.


برایتان نشان افتخار محسوب می شود و راه شما را به سوی موفقیت هموارتر می کند. تعریف خود از شکست را اصلاح کنید.


الی کشت، معاون رئیس بازاریابی محصول در شرکت طراحی و توسعه وب Koombea تأکید می کند که شکست بخش طبیعی مسیر کارآفرینی است.


کشت می گوید، قبل از Koombea من مؤسس یکی از بزرگترین شرکت های شکست خورده به نام ConsumerBell و چند شرکت شکست خورده کوچک دیگر بودم.


من سه سال و نیم از عمرم را صرف ساخت بیش از 16 محصول کردم و تلاش کردم خودم را در بازار محصول جا بیندازم


برای کشت، این پسروی تبدیل به فرصتی ارزشمند برای یادگیری شد و تجربیات او باعث شدند که او مؤسس و مشاور استراتژیک مهمی شود. او می گوید،


در چند سالی که شکست خورده بودم، خیلی بیشتر از دوستانم که توانایی تأمین بودجه تیم های خود را داشتند، در مورد ساختن کسب و کار و محصول یاد گرفتم.


همچنین چیزهای زیادی در مورد ارزش واقعی شرکت و جمع و جور کردن آن پس از شکست یاد گرفتم.


این درس ها در موفقیت کشت برای رسیدن به موفقیت با Koombea حیاتی و مهم بودند. او می گوید،


بسیاری از شکست های قبلی من باعث شدند که هر روز در پول و وقتم صرفه جویی بیشتری کنم.


هرگز نمی گویم که شکست سوختی برای موفقیت من است. ولی بخاطر شکست بود که من مسیر سریعتر و بهتری برای رسیدن به موفقیت یافتم.


روی ارزش ها تمرکز کنید، نه روز ضررها. حتی کسب و کار شکست خورده هم ارزش واقعی زیادی دارد.


حوزه نرم افزار، تجهیزات، دارایی های معنوی و حتی شبکه ارتباطات هر کدام ارزش متمایز و خاص خودشان را دارند. کشت می گوید،اگر می بینید که دارید عقب می افتید.


از همه چیزهایی که ساخته اید فهرستی بردارید. سپس سعی کنید از شر آن ها خلاص شوید، آن ها را بفروشید و یا به فرد دیگری بدهید یا نیروهایتان را با هم یکی کنید.


در نهایت، باید بدانید که مؤسس بودن یعنی ساختن ارزش. اگر به این هدف برسید، آنگاه است که زمینه را برای آینده آماده کرده اید.


ارزشی که شما خلق کرده اید، در کارهای بعدی شما سرمایه می شود و آنچه آموخته اید به شما کمک می کند تا تصمیمات هوشمندانه تری بگیرید.


ارزیابی مجدد انجام دهید، دوباره به بازی برگردید. تعریف شکست به خود فرد برمی گردد.


برای بعضی ها، شکست به معنای از دست دادن یک قرارداد مولتی میلیون دلاری است، برای بعضی دیگر، شاید شکست به معنای تصمیم به تسلیم شدن باشد.


به همین دلیل مهم است که قدمی به عقب بردارید و یادتان باشد که چرا کارآفرین شده اید و دوباره از صفر شروع کنید.


همانطور که اسپیجرز می گوید، این روند شامل آن می شود که از خودتان بپرسید چه می خواهید. آیا می خواهید ثروتمند شوید می خواهید محصول خاصی بسازید می خواهید مشکلی را حل کنید اسپیجرز می گوید


مهم است که کاملا واضح و روشن بدانید که می خواهید چه کار کنید. بدانید که چه چیزهایی نیاز دارید. همه اینها دقت و تمرکز شما را بالا می برند.


وقتی مشخص کردید که چه می خواهید و می خواهید چکار کنید، به احتمال زیاد متوجه می شوید که این بار عاقل تر شده اید و اعتماد به نفس بیشتری دارید.


همچنین شبکه ارتباطی شما پر از رابط های ارزشمند است که به شما کمک می کنند تا سریعتر حرکت کنید و به هدف خود نزدیکتر شوید.


در نهایت شکست خوردن کسب و کار شما بدان معنا نیست که شما به عنوان یک کارآفرین شکست خورده اید.


بلکه فقط بدان معناست که باید دوباره تلاش کنید. هرچه باشد همانطور که استاد افسانه ای فروش یعنی زیگ زیگلار می گوید،مهم نیست که چقدر دورتر فرود می آیی، مهم آن است که پرش بعدی تو چقدر بالاتر باشد.



فرم ارسال نظر






آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله