» عوامل اثر گذار بر قیمت سهام

عوامل اثر گذار بر قیمت سهام

عوامل اثر گذار بر قيمت سهام


عوامل محيطی

توجه به اين نکته مهم بسيار ضروری است که انتخاب سهام يک شرکت، بايد با شناخت کامل نسبت به وضعيت حال و آينده شرکت موردنظر انجام گيرد.

به بيان ديگر، لازم است سرمايه گذار پس از آشنایی و تحليل کافی پيرامون عوامل اثرگذار بر قيمت سهام شرکت يا شرکت های موردنظر خود، نسبت به خريد سهام مذکور اقدام کند. اما چه عواملی می تواند بر قيمت سهام، تأثيرگذار باشد.

بطور کلی، سه دسته عوامل می توانند قيمت سهام شرکت ها را تحت تأثير قرار دهند،


الف،عوامل کلان يا محيطی


ب، عوامل مرتبط با صنعتی که شرکت در آن فعاليت می کند


ج.عوامل درونی شرکت


در ادامه، درخصوص هريک از عوامل اثرگذار بر قيمت سهام شرکت توضيح خواهيم داد، عوامل کلان يا محيطی نخستيـن عامل اثرگذار بر قيمت سهام شرکت ها، عوامل کلان يا محيطی هستنـد.

منظور از عوامل محيطی عواملی هستند که کاملا خارج از اختيار شرکت ها بوده، ولی ارزش سهام آن ها را تحت تأثير قرار می دهند.

به نظر شما، چه عوامل محيطی می تواند قيمت سهم را تحت تأثير قرار دهـد


۱.وضعيت اقتصادی و سياسی

يکی از عوامل بيرونی که می تواند قيمت سهام را تحت تأثير قرار دهد، ثبات يا عدم ثبات در اوضاع اقتصادی و سياسی در عرصه داخلی و بين المللی است.

بدون ترديد، آرامش فضای اقتصادی و سياسی کشورها، به دليل آنکه زمينه تداوم فعاليت رو به رشد بنگاه های اقتصادی را فراهم می کند، اين اطمينان خاطر را نيز برای سرمایه گذاران ايجاد می کند که با خريد سهام اين شرکت ها، می توانند به سود قابل قبولی برسند.


۲.سياست های کلان پولی مالی و ارزی

يکی از مهمترين عواملی که می تواند بر روند فعاليت، سودآوری و در نتيجه قيمت سهام شرکت ها اثرگذار باشد، سياست های دولت در حوزه پولی ،مالی و ارزی است.


برای مثال، درصورت افزايش نرخ ارز، آن دسته از شرکت های بورسی که اغلب محصولات خود را به خارج از کشور صادر می کنند، با افزايش سودآوری مواجه خواهند شد، زيرا درآمد حاصل از فروش آن ها افزايش می يابد، اما در مقابل، شرکت هایی که بخش عمده مواد اوليه موردنياز خود را از خارج کشور تأمين می کنند،


با افزايش هزينه ها و در نتيجه، کاهش سودآوری مواجه شده و ارزش سهام آن ها تحت تأثير قرار می گيرد.

همچنين درصورتی که دولت نرخ سود تسهيلات اعطایی به بنگاه های اقتصادی را کاهش دهد، طبيعتا هزينه تأمين مال بنگاه ها کاهش يافته

و ميزان سودآوری و در نتيجه، ارزش سهام آن ها افزايش خواهد يافت.


3.بودجه سالانه کشور

سومين عامل محيطی اثرگذار بر ارزش سهام شرکت ها، ترکيب بودجه ساليانه کشور است، زيرا ترکيب بودجه، در واقع جهت گيری اصلی دولت در طول سال را نشان می دهد.

برای مثال، اگر دولت در بودجه ساليانه خود، برنامه گسترده ای برای توسعه صنعت پتروشيمی درنظر گرفته باشد، طبيعتا به اين معناست که شرکت های فعال در اين صنعت، تحت تأثير برنامه های توسعه ایی دولت، با رشد قابل توجهی مواجه شوند،

همين امر تقاضا برای خريد سهام شرکت هایی پتروشيمی و در نتيجه، ارزش سهام آن ها در بورس را افزايش خواهد داد.


4. قوانين و مقررات

چهارمين عامل محيطی اثرگذار بر قيمت سهام شرکت ها، قوانين و مقررات است.

برای مثال، فرض کنيد برای صادرات برخی محصولات پتروشيمی به خارج از کشور، تعرفه وضع شود.

طبيعتا اين تصميم بر قيمت سهام آن دسته از شرکت های بورسی که درآمد آن ها از محل صادرات محصولات پتروشيمی مذکور بدست می آيد، تأثير منفی خواهد داشت،

زيرا هزينه های آن ها را افزايش می دهد. لازم به ذکر است هر اندازه ثبات در قوانين و مقررات بيشتر باشد، امکان تصميم گيری بهتر و دقيق تر برای سرمايه گذاران بيشتر فراهم خواهد شد.  


عوامل مرتبط با صنعت

دومين دسته از عاملی که بر قيمت سهام يک شرکت تأثير مستقيم دارند، عوامل مرتبط با صنعتی هستند که شرکت، در آن صنعت فعاليت می کند. برای مثال، عوامل مرتبط با صنعت سيمان، پتروشيمی، خودروسازی، ساختمان و بطور خاص بر قيمت سهام شرکت های فعال در اين صنايع تأثير می گذارند.

اما عوامل مرتبط با صنعت، دقيقا چه هستند.


1.نحوه قيمت گذاری محصولات

نخستين عاملی که بر قيمت سهام شرکت های فعال در يک صنعت تأثير مستقيم دارد، نحوه قيمت گذاری محصولات آن صنعت است. برای مثال، فرض کنيد قيمت محصولات شرکت های خودروسازی بدون دخالت دولت و براساس ميزان عرضه و تقاضا در بازار تعيين شود.


طبيعتا انتظار سرمايه گذاران از ميزان درآمد و سودآوری شرکت های خودروسازی در اين شرايط، متفاوت از زمانی خواهد بود که دولت با هدف تنظيم بازار، مستقيما بر قيمت خودروهای توليد داخل، نظارت کرده و قيمت آن ها را تعيين کند. بنابراين، نحوه قيمت گذاری محصولات در يک صنعت، می تواند قيمت سهام شرکت های فعال در آن صنعت را تحت تأثير قرار دهد.


۲. ميزان عرضه و تقاضا

برای محصولات دومين عامل از مجموعه عوامل مرتبط با صنعت، ميزان عرضه و تقاضا برای محصولاتی است که شرکت هایی فعال در آن صنعت، توليد می کنند.

برای مثال، رونق صنعت ساختمان سازی در کشور، می تواند به افزايش تقاضا برای مصالح ساختمانی ازجمله سيمان منجر شده و اين افزايش تقاضا نيز به دليل تأثير مستقيمی که بر ميزان فروش و سودآوری شرکت های سيمانی دارد، افزايش قيمت سهام اين شرکت ها در بورس را بدنبال داشته باشد.


۳.رقابتـی يا انحصاری بودن صنعت

هراندازه يک محصول انحصاری تر باشد، امکان سودآوری شرکت های توليدکننده آن محصـول بيشتر خواهد بود، زيرا به علت نبود رقيب، توليدکننده می تواند هر قيمتی را که خواست، برای محصول خود تعيين کند.

طبيعتا، با ورود رقبای جديد به يک صنعت و افزايش شدت رقابت در آن صنعت، از ميزان انحصار شرکت ها کاسته شده و سودآوری آن ها نيز کاهش خواهد يافت.


بنابراين لازم است سرمايه گذار قبل از خريد سهام يک شرکت، وضعيت حال و آينده صنعت موردنظر را ازنظر ميزان انحصار، احتمال ورود رقبای جديد و تأثير آن بر قيمت سهام شرکت بطور کامل بررسی کند.


۴.حجم سرمايه گذاری در صنعت

ميزان سرمايه گذاری های صورت گرفته و جهت گيری دولت و بخش خصوصی درخصوص يک صنعت، می تواند چشم انداز آينده آن صنعت را تا حد زيادی مشخص کرده و به سرمايه گذاران در تصميم گيری برای خريد يا فروش سهام شرکت های فعال در آن صنعت کمک کند. هر اندازه حجم سرمايه گذاری ها در يک صنعت بيشتر باشد، به معنای آن است که انتظار سودآوری در آن صنعت بيشتر است.


۵. وضعيت صنايع مرتبط

يکی از عوامل اثرگذار بر قيمت شرکت ها در صنايع مختلف، وضعيت صنايع مرتبط با صنعت موردنظر است.


برای مثال، صنعت فولاد بطور مستقيم با صنايعی مانند استخراج سنگ آهن و همچنين صنعت خودروسازی در ارتباط است، زيرا از سنگ آهن، اصليترين ماده اوليه موردنياز برای توليد فولاد است و از سوی ديگر، محصولات فولادی بطور مستقيم در صنايعی مانند خودروسازی بکار برده می شود. بنابراين، هرگونه رکود و يا رونق در صنايع قبل و بعد از صنعت فولاد، می تواند قيمت سهام شرکت های فعال در اين صنعت را تحت تأثير قرار دهد.


6. تحولات فناوری

سرعت تغيير فناوری در صنايع، از ديگر عوامل اثرگذار بر قيمت سهام حاضر در آن صنعت است. برای مثال، سرعت تغييرات فناوری در صنعت ارتباطات بسيار بيشتر از سرعت تغييرات فناوری در صنعت سيمان است.

طبيعتا هر اندازه سرعت تغيير فناوری در يک صنعت بيشتر باشد، ميزان تغييرات قيمت سهام شرکت های حاضر در آن صنعت بيشتر خواهد بود. همچنين لازم است سرمايه گذار هنگام خريد سهام شرکت هایی که تحولات فناوری در آن ها بسيار سريع است، به اين موضوع توجه داشته باشد که ايا شرکت مذکور، توانايی انطباق سريع با تغييرات فناوری را دارد يا خير 


عوامل درونی شرکت


در اين قسمت، قصد داريم درباره سومين دسته از عوامل موثر در تعيين قيمت سهام شرکت ها، يعنی عوامل درونی يا اصطلاحا عوامل خرد صحبت کنيم.

برخلاف عوامل محيطی و عوامل مرتبط با صنعت، عوامل درونی، همانطور که از اسمش هم پيداست، به وضعيت داخلی شرکت مربوط اند. در ادامه، مهمترين عوامل درونی موثر بر قيمت سهام را برای شما بازگو می کنيم.



۱.ميزان سودآوری شرکت و ثبات آن

بدون ترديد مهمترين انگيزه يک سرمايه گذار از خريد سهام شرکت، کسب سود است.

برای يک سرمايه گذار بسيار مهم است که شرکتی که سهمش را خريده، بتواند عملکرد مناسبی داشته و سود قابل قبولی در پايان سال بدست آورد. البته، تداوم روند سودآوری نيز بسيار حائز اهميت است، چرا که از ديد سرمايه گذاران، شرکتی که فقط در يک دوره سود خوبی کسب کند، اما نتواند به اين روند ادامه دهد، گزينه مناسبی برای سرمايه گذاری نخواهد بود. نکته ديگری که بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که شرکت ها، در سال های آغازين فعاليت خود، سودآوری چندان بالایی ندارند و به تدريج، روند سودآوری آن ها بهبود می يابد که لازم است سرمايه گذاران به اين موضوع توجه داشته و با ديد بلندمدت، سودآوری شرکت را مورد ارزيابی قرار دهند.



۲.نسبت قيمت به درآمد سهم

P/E نسبت P به E از تقسيم کردن قيمت سهم Price به سود ساليانه سهم Earning بدست می آيد.

برای مثال، دو شرکت الف و ب را که هر دو در صنعت ساختمان فعاليت می کنند و در اغلب شرايط نيز با هم يکسان هستند، درنظر بگيريد. اگر سود سهام هر دو شرکت در پايان سال 100 تومان باشد، اما قيمت سهام شرکت الف در بورس 500 تومان و قيمت سهام شرکت ب، 1000 تومان، شما چه نتيجه ایی خواهيد گرفت طبيعتا اولين چيزی که به ذهن می رسد اين است که با فرض تداوم روند سودآوری، شرکت الف پس از 5 سال، خواهد توانست اصل سرمايه سهامدارانش را از محل سود سهام، تأمين نمايد 5=100/500، درحالی که اين مدت در شرکت ب ،10 سال است 10=100/1000 بنابراين، احتمالا شرکت الف در مقايسه با شرکت ب، در وضعيت مناسب تری قرار دارد. معمولا در شرايط يکسان، هر اندازه نسبت P به E يک شرکت در مقايسه با ساير شرکت های موجود در آن صنعت کمتر باشد، نشان دهنده ارزنده بودن سهم است. همچنين با بررسی نسبت P به E يک شرکت و مقايسه آن با نسبت P به E ساير شرکت های فعال در آن صنعت، می توان دريافت که آيا قيمتی که هم اکنون برای سهم مذکور در بورس تعيين شده، قيمت مناسبی است يا خير

البته بايد توجه داشت که نسبت P به E تنها يکی از معيارهای ارزيابی سهم است و نبايد به تنهایی و بدون درنظر گرفتن ساير معيارها، ملاک تصميم گيری قرار گيرد.


3.قابليت نقدشوندگی سهام

قبلا هم توضيح داديم که يکی از ويژگی های يک دارایی خوب، اين است که سريع به پول نقد تبديل شود.

سهام نيز به عنوان يک دارایی، از اين ويژگی مستثنی نيست و طبيعتا سهامداران انتظار دارند هر زمان که خواستند، بتوانند سهام خود را فروخته و به پول نقد تبديل کنند.

هر اندازه حجم معاملات، دفعات معامله و تعداد سهام معامله شده يک شرکت در بورس بيشتر باشد، نشان دهنده قابليت نقدشوندگی بالای اين سهم است.


۴. وضعيت دارايی ها و بدهی های شرکت

با بررسی صورتهای مالی اساسی شرکت ازجمله ترازنامه، می توان شناخت خوبی نسبت به وضعيت مالی شرکت و بخصوص ميزان دارايی ها و بدهی های آن بدست آورد. طبيعتا برای سهامدار، به عنوان فردی که به نسبت سهامش مالک شرکت محسوب می شود، اين موضوع بسيار حائز اهميت است که شرکت، چه دارايی های در اختيار دارد، به چه ميزان بدهی دارد و آيا براساس اين حجم دارایی و بدهی، سهام شرکت برای خريد مناسب است يا خير با بررسی ترازنامه و ساير صورتهای مالی شرکت، میتوان اين اطلاعات را بدست آورد.


۵. طرح های توسعه شرکت

هر اندازه طرح های توسعه ایی در يک شرکت بيشتر باشد، نشانه رشد و پويايی آن شرکت خواهد بود. بنابراين وجود طرح های توسعه ایی، می تواند يکی از نشانه های ارزنده بودن سهام شرکت باشد. البته بايد هدف از انجام طرح توسعه ایی در شرکت و ميزان تأثير آن در فروش و سودآوری شرکت، بطور کامل مورد بررسی قرار گيرد، زيرا همه طرح های توسعه ایی به يک اندازه در شرکت تأثيرگذار نيستند، مثلا طرح هایی که برای تعويض ماشين آلات فرسوده يک شرکت اجرا می شود، در مقايسه با طرح هایی که با هدف راه اندازی خطوط توليد جديد اجرا می شود، تأثير کمتری در ميزان سودآوری شرکت دارند


۶. ميزان سهام در دست مردم

هرچه تعداد بيشتری از مردم، سهامدار يک شرکت باشند، وضعيت آن سهم مناسب تر خواهد بود، زيرا اولا همواره خريداران و فروشندگان زيادی برای سهم وجود داشته و در نتيجه، قابليت نقدشوندگی سهم در بورس افزايش می يابد و ثانيا امکان دستکاری قيمت سهم توسط گروهی خاص از سهامداران، کاهش می يابد. به آن بخش از سهام شرکت که در اختيار تعداد زيادی سرمايه گذاران قرار دارد، سهام شناور آزاد گفته می شود.


۷. ترکيب سهامداران شرکت

وجود برخی نهادها و سازمان های بزرگ به عنوان سهامداران عمده يک شرکت، می تواند به عنوان نقطه قوت برای سهام آن شرکت محسوب شود، زيرا سهامداران عمده در شرايط خاص می توانند با حمايت از سهم، مانع از افت قيمت سهام و در نتيجه، ضرر و زيان سهامداران شوند.

البته وجود سازمانها و نهادها در ترکيب سهامداری يک شرکت، لزوما به معنای حمايت آنان از سهم نيست و بايد عملکرد گذشته سهامداران عمده در اين خصوص مورد بررسی قرار گيرد. 


فرم ارسال نظر






آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله