تبلیغات در ارم بلاگ


» تکنولوژی سرنوشت به زبان ساده

تکنولوژی سرنوشت به زبان ساده

تکنولوژی سرنوشت به زبان ساده

چند سال پیش یکی از کارمندانم، پول هنگفتی اختلاس کرد و ناپدید شد. من خیلی ناراحت شده بودم. با خود میگفتم،من هرگز از او چنین انتظاری نداشتم،چرا این کار را کرد این سوال مرتب در ذهن ام می چرخید و دیوانه ام میکرد. می دانستم که با تغییر دادن فیزیولوژی بدنم می توانم احساسام را تغيير دهم اما نمیخواستم این کار را بکنم. خود را با سوالات مکرر سرزنش می کردم،چرا چنين کاری کرد،چرا این وضعیت را برای من به وجودآورد مسلما پاسخی برای این چراها وجود ندارد و تنها کاری که از آن ها بر می آید، آزار و اذيت شماست. من نیز بالاخره به این نتیجه رسیدم که تکرار این چراها جز ناراحتی چیزی به همراه ندارد و به هیچ وجه زندگی مرا بهتر نمیکند. بهتر است از خود سوالاتی بکنم که نتیجه ای را عاید من کنند. بنابراین فکر کردم که در زندگی چه چیزی بیش از هر چیز برای من ارزشمند است،خوب، من عاشق یادگیری هستم. پس اکنون باید از خود بپرسم،از این اتفاق چه چیزی می توانم یاد بگیرم،این سوال را بارها از خود پرسيدم.در طول سه ماه بعدى تمام توجه من به یافتن پاسخ این سوال معطوف بود و نتیجه ی تفکراتم، ارائه فرضیه ای به نام تکنولوژی سرنوشت شد. فرضیه ای درباره اینکه چگونه می توان از خطاها و اشتباهاتی که هر روز مرتکب می شویم کاست و بدین شکل آینده را آن گونه ای که می خواهیم رقم زد. در این فرضیه دقیقا آنچه موجب بروز رفتارهای انسانی میگردد شرح داده شده بود. پاسخ مغز من به سوالی که از آن کردم، طرح کلی یک تکنولوژی بود. تکنولوژی ای که توانستم با پرورش آن یک برنامه آموزشی ترتیب دهم. سپس سمیناری با حضور ۶۵ دانشجو در منزل خود برگزار کردم. هدف ما این بود که کمک کنیم مردم کمتر مرتكب اشتباه شوند و بتوانند زندگی شان را همان گونه که مایل اند طراحی کنند. هر چه از خطاهایی که هر روز از ما سر می زند بکاهیم، زندگی مان به سمتی کشیده خواهد شد که به تعالی نزدیک تر است. با کمک این تکنولوژی مردم می توانستند در مبارزات زندگی پیروز شوند،با طرح سوال ساده از این اتفاق چه چيزی می توانم یاد بگیرم توانستم برنامه هایی اعجاب انگیز برای مردم ترتیب دهم که مرا از آن وضعیت نابسامان بیرون کشید.شما نیز همین گونه از خود سوال کنید. اگر امروز با همسرتان بشدت جر و بحث کرده اید و عصبانی و ناراحت هستید، به خود اجازه ندهید تا مرتب از ذهن تان چنین سوالاتی بگذرد،چرا این آدم قسمت من بوده است،چرا او همیشه با من این طور رفتار میکند، بلکه از خود بپرسید،از مشكلی که امروز پیش آمد چه چیزی می توانم یاد بگیرم که به من کمک کند با همسرم بهتر رفتار کنم،اگر برای تان مشكل جسمی به وجود آمده است زانوی غم در بغل نگیرید و مدام از خود نپرسید: خداوندا، چرا چنین بلایی به سر من آمد می توانید با پرسش،چگونه می توانم از توانایی ام استفاده کنم و به خود و دیگران کمک کنم مغزتان را وادار کنید بجای تمرکز بر ناتوانی موجود، بر توانایی های عظیمی که در وجود شما نهفته است متمرکز شود تا بتوانید معجزه بیافرینید. چطور می توانم از این وضعیت استفاده کنم و قدرت بیشتری برای کمک به خود و دیگران به دست آورم این گونه سوالات به من اجازه میدهند اطلاعات مغزم را زیر و رو کنم و از قدرت درونی ام بهره گیرم. البته پس از آن اتفاق نیزگاهی این سوال به ذهنم می رسید که چرا آن مرد با من این کار را کرد،و دوباره ناراحت می شدم، اما دیگر آموخته بودم چگونه فکر خود را به نقاطی معطوف کنم که نه تنها آزارم بلکه فایده ای برایم در پی داشته باشند. یاد گرفته بودم در برابر مشکلات از خود بپرسم، آیا می توانم از این مشکل درسی بگیرم،البته ممکن است این سوال برای شما سوال مناسبی نباشد،زیرا جدول ارزشمندی ذهن شما، یادگیری در جدول اول اهمیت قرار می گیرد.

شما می توانید در بطن هر مشکل به دنبال آن چیزی باشید که برای شما بسیار اهمیت دارد و می تواند موجب خوشی و لذت تان گردد. مغز من برای به دست آوردن لذت به دنبال آموختن است اما می توان به مشكل من از جنبه های دبگری هم نگاه کرد. مثلا شخصی که من برایش احترام زیادی قائل بودم، كل اموالم را دزدید و برد. این حادثه، احساس بسیار ناگواری در پی دارد اما وقتی از خود بپرسم چه نکته ی بامزه ای در این اتفاق وجود دارد که من هنوز متوجه آن نشده ام اگر به دنبال خنده باشيد مسلما احساس بهتری خواهید یافت. زمانی که سوالی را مطرح کنید، مغز شما واقعا تمایل دارد پاسخ آن را بیابید. شاید در اولین مرحله چیزی به نظرتان نرسد اما اگر واقعا مایل باشيد جواب را بیابید و این سوال را بارها از مغزتان بپرسید، به جواب خواهید رسید. مثلا شایعاتی که به دنبال دزدیدن اموالم به وجود آمده بود براستی خنده دار بود. شما هم اگر فکر کنید می بینید با وجود تلخی اتفاقاتی که امروز برای تان افتاده، نکات بامزه زیادی هست که می توانید از ته دل به آن ها بخندید.

همه ی ما این عبارت را شنیده ایم،روزی به عقب نگاه می کنید و به آنچه قبلا گریه دار بود، می خندید. این امر واقع صحت دارد. پس به چه دليل بايد صبر کنیم چرا نباید هم اکنون به آن بخندیم چرا سال ها را با ناراحتی سپری کنیم، در حالی که می توان در طول این مدت کارهای خوبی انجام داد، بنابراین كانون تمرکز فکر خود را تغییر دهید تا مشکلات کنونی، ظاهری ساده تر و قابل حل تر بیابند.

10 تکنیک محبوب مدیتیشن در سراسر جهان مطلب مرتبط 10 تکنیک محبوب مدیتیشن در سراسر جهان

نویسنده.آنتونی رابینز

منبع.از مجموعه موفقیت نامحدود در 20 روز


تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مجله آشپزی   |   لینک پرومکس   |   مصباح ترمز   |   توری سایبان گلخانه   |   خرید کتراک   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید آنتی ویروس   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   بلاگسازان   |   آزمون نظام مهندسی   |   مشاور ایرانی در لندن  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده